Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Al-Qamar — Ayah 16

۞ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ فَكَذَّبُواْ عَبۡدَنَا وَقَالُواْ مَجۡنُونٞ وَٱزۡدُجِرَ ٩ فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَغۡلُوبٞ فَٱنتَصِرۡ ١٠ فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ ١١ وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ ١٢ وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ ١٣ تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ ١٤ وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ ١٥ فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ١٦ وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ ١٧

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ پيش از اينها قوم نوح تکذيب کرده بودند بنده ما را تکذيب کردند و گفتند : ديوانه است و به دشنامش راندند. فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ و پروردگارش را خواند : من مغلوب شده ام ، انتقام بکش فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ و ما نيز درهاي آسمان را به روي آبي که به شدت مي ريخت گشوديم. وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ و از زمين چشمه ها شکافتيم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد. وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ و او را بر آن کشتي که تخته ها و ميخها داشت سوار کرديم. تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ زير نظر ما، روان شد اين بود جزاي کساني که کفر ورزيدند وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و هر آينه آن کشتي را نشانه اي ساختيم آيا هيچ پند گيرنده اي هست ? فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب و بيم دادنهاي من چگونه بود ? وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين قرآن را آسان ادا کرديم تا از آن پند گيرند آيا پند گيرنده اي هست ?

(9) وقتی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب می‌کنند، و اینکه آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب‌کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را به سوی قومی بت پرست فرستاد. پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانه پرستی فرا خواند، امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند:﴿لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید. و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت می‌کرد، امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیب‌جویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: (﴿فَكَذَّبُواۡ عَبۡدَنَا وَقَالُواۡ مَجۡنُونٞ﴾) آنان بندۀ ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. چون ادعا می‌کردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند، چیزی است که عقل به آن فرا می‌خواند و آنچه نوح -علیه السلام- آورده است جهالت و گمراهی است، و فقط دیوانگان آن را ابراز می‌دارند! و نوح را دروغگو انگاشتند، و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است‌را وارونه جلوه دادند؛ چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود، و عقل‌های روشن و سالم را به سوی هدایت و نور و رشد راهنمایی می‌کرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. (﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾) و قوم نوح، او را از خود راندند؛ و وقتی نوح آنها را به سوی خدا دعوت کرد، با خشونت با او رفتار کردند.آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که می‌توانستند او را اذیّت و آزار دادند، و این گونه همۀ پیامبران دچار اذیّت و آزار شده‌اند.
(10) پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: (﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾) من مغلوب شده‌ام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم؛ چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند، و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خورده‌ام. (﴿فَٱنتَصِرۡ﴾) بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾ بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار.
(11) پس خداوند خواستۀ نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال می‌فرماید: (﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ﴾) پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم.
(12) (﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾) و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو می‌ریخت و از تمام زمین چشمه‌ها می‌جوشید، حتی از تنور ـ که معمولاً آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمۀ آب باشد، چون تنور محل آتش است ـ آب برآمد. (﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾) پس آب آسمان و زمین، (﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾) برای اجرای کاری که مقدّر شده بود و خداوند در ازل آن را به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند.
(13) (﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ﴾) بنده‌مان نوح را بر کشتی که از تخته‌ها و میخ‌ها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم.
(14) (﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾) و کشتی درحالی که نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت می‌کرد تا غرق نشود، و او بهترین نگهبان و کارساز است. (﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾) آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم، پاداش این بود که قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد، و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا باز نداشت. همان‌طور که خداوند متعال در آیه‌ای دیگر فرموده است:﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکت‌هایی که بر تو و ملّت‌هایی است که همراه تو هستند فرو بیا.» و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم، و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که (﴿كُفِرَ﴾) را با فتح «کاف» یعنی [کَفَرَ] خوانده است.
(15) (﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانه‌ای برجای گذاشته‌ایم تا پند پذیران از آن پند ‌گیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید، خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. و یا اینکه ضمیر به کشتی و جنس آن برمی‌گردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح ـ علیه السلام ـ آموخت، سپس خداوند صنعت کشتی سازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توجّه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفت انگیز خداوند باشد. (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) پس آیا پند پذیری هست که از نشانه‌ها پند بگیرد، و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمی‌آید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند.
(16) (﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ﴾) ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچ کس حجّتی باقی نمی‌گذارد چگونه دیدی؟
(17) (﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) و بدون شکّ ما این قرآن کریم را ساده و آسان گردانده‌ایم، و کلماتش را برای حفظ کردن و تلفّظ آسان نموده‌ایم؛ به گونه‌ای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته می‌شود. چون قرآن بهترین سخن و راست‌ترین معنی را در بر دارد، و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است، و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او می‌دهد و برایش سهل می‌گرداند. و «ذکر» شامل همۀ حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظه‌ها و عبرت‌ها، و عقاید مفید و اخبار راستین می‌شود که عاملان از آن پند می‌پذیرند. بنابراین دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن، از همۀ علوم آسان‌تر است، و به ‌طور مطلق از همۀ دانش‌ها مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌باشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید، در آن یاری می‌شود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفته‌اند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد، بر آموختن علم قرآن یاری می‌شود. بنابراین خداوند از بندگانش می‌خواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنان که فرموده است: (﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾) آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!