Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Al-Waqi'ah — Ayah 85

۞ فَلَآ أُقۡسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ ٧٥ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٞ لَّوۡ تَعۡلَمُونَ عَظِيمٌ ٧٦ إِنَّهُۥ لَقُرۡءَانٞ كَرِيمٞ ٧٧ فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ ٧٨ لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ ٧٩ تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٨٠ أَفَبِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ ٨١ وَتَجۡعَلُونَ رِزۡقَكُمۡ أَنَّكُمۡ تُكَذِّبُونَ ٨٢ فَلَوۡلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ ٨٣ وَأَنتُمۡ حِينَئِذٖ تَنظُرُونَ ٨٤ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنكُمۡ وَلَٰكِن لَّا تُبۡصِرُونَ ٨٥ فَلَوۡلَآ إِن كُنتُمۡ غَيۡرَ مَدِينِينَ ٨٦ تَرۡجِعُونَهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٨٧

فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ پس سوگند به غروبگاه ستارگان وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ و اين سوگندي است اگر بدانيد بزرگ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ هر آينه ، اين قرآني است گرامي قدر ، فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ در کتابي مکنون لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ که جز، پاکان دست بر آن نزنند تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ نازل شده از جانب پروردگار جهانيان است أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ آيا اين سخن را دروغ مي انگاريد ? وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ و نصيب خود را در دروغ انگاشتن آن قرار مي دهيد ? فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ پس چرا آنگاه که جان به گلوگاه رسد ، وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ و شما در اين هنگام مي نگريد ، تکذيب نمي کنيد ? وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ ما از شما به او نزديک تريم ولي شما نمي بينيد. فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ اگر قيامت را باور نداريد ، تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ اگر راست مي گوييد ، بازش گردانيد.

(75 - 76) خداوند به ستارگان و محل غروبشان، و آنچه خداوند در این اوقات به وجود می‌آورد، و بر عظمت و بزرگی او و یگانگی‌اش دلالت می‌کند سوگند یاد می‌نماید. پس چیزی را که به آن سوگند یاد شده است، بزرگ جلوه داد و فرمود: (﴿وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٞ لَّوۡ تَعۡلَمُونَ عَظِيمٌ﴾) و اگر بدانید آن سوگندی بزرگ است. و این سوگند بدان جهت بزرگ است که در ستارگان و حرکتشان و فرو گراییدن و غروبشان، نشانه‌ها و عبرت‌های بی‌شماری هست.
(77) آنچه که برای اثبات آن سوگند خورده شده، قرآن است، و سوگند یاد شده که حق است و شکّی در آن نیست، و خیر و خوبی فراوان دارد، و دانش بسیاری در آن نهفته است، و هر خیر و دانشی از کتاب خدا استنباط می‌شود و به دست می‌آید.
(78) (﴿فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ﴾) در کتابی نگاشته شده است که از چشم و دید خلق پنهان و پوشیده است؛ و این کتاب پنهان، لوح محفوظ می‌باشد؛ یعنی این قرآن در لوح محفوظ نوشته شده است، و نزد خداوند و فرشتگانش در ملاء اعلی مورد بزرگداشت است. و احتمال دارد منظور از کتاب پنهان، کتابی باشد که در دست فرشتگانی است که خداوند آنها را با وحی و رسالت خویش پایین می‌فرستد. منظور این است که این کتاب، از نگاه و دسترس شیطان‌ها پنهان است، و آنها قدرتی برای تغییر دادن و افزودن به آن یا کاستن از آن را ندارند.
(79) (﴿لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ﴾) جز فرشتگان بزرگواری که خداوند آنها را از آفت‌ها و گناهان و عیب‌ها پاک گردانده، قرآن را لمس نمی‌کنند. جز پاکان به قرآن دست نمی‌زنند. پس اهل پلیدی و شیطان‌ها به آن دسترسی ندارند. آیه به این مطلب اشاره می‌نماید که جایز نیست کسی که پاک نمی‌باشد به قرآن دست بزند. چنانکه در حدیث نیز به این مطلب تصریح شده است؛ به همین خاطر گفته شده: این آیه خبریست در معنای نهی؛ یعنی در واقع می‌گوید:«لا يمس القرآن إلا طاهر» بجز شخص پاک کسی نباید قرآن را لمس نماید.
(80) (﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) این قرآن -با صفت‌های بزرگی که برایش ذکر شد- از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است؛ خداوندی که بندگانش را با نعمت‌های دینی و دنیوی پرورش می‌دهد. و بزرگ‌ترین پرورش و تربیتی که با آن بندگانش را پرورش داده است، نازل کردن این قرآن، است که منافع و مصالح هر دو جهان را دربر دارد. خداوند با نازل کردن این قرآن مرحمت و لطفی در حق بندگانش نموده که سپاس آن را نمی‌توانند به جای آورند.
(81) از جمله آنچه که بر آنها واجب است آن را انجام دهند و آشکارش کنند و به سوی آن فراخوانند، این کلام است. بنابراین فرمود: (﴿أَفَبِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ﴾) آیا این کتاب بزرگ و پند استوار را، از ترس مردم و عیب‌جویی و زخم زبانشان پوشیده می‌دارید؟ این کار شایسته نیست، بلکه سخنی سزاوار پنهان شدن است که صاحبش به آن اعتماد نداشته باشد. امّا قرآن کریم حق است، و هرکس با آن به مبارزه و کشمکش بپردازد مغلوب می‌شود. کلامی است که پنهان داشته نمی‌شود، بلکه آشکار می‌گردد.
(82) (﴿وَتَجۡعَلُونَ رِزۡقَكُمۡ أَنَّكُمۡ تُكَذِّبُونَ﴾) و در مقابل منّت و احسان الهی که به آنان روزی داده است تکذیبش می‌کنند و نعمت خداوند را سپاس نمی‌گزارند، و می‌گویند ما به سبب فلان چیز و به سبب باران از این نعمت‌ها برخوردار شده‌ایم؛ و نعمت را به کسی دیگر که آن را نداده است، نسبت می‌دهند. آیا نباید شکر خداوند را به خاطر احسانش به جای بیاورید، که احسان و نعمت را بر شما فرو فرستاد تا از فضل و لطف خویش بیشتر به شما بدهد؟ هان بدانید که تکذیب و کفر، سبب و انگیزۀ رفع نعمت و آمدن عذاب می‌شود.
(83 - 85) (﴿فَلَوۡلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ وَأَنتُمۡ حِينَئِذٖ تَنظُرُونَ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنكُمۡ وَلَٰكِن لَّا تُبۡصِرُونَ﴾) چرا هنگامی که روح به حلقوم می‌رسد و شما در این حال نگاه می‌کنید؟! در صورتی که علم و آگاهی ما و فرشتگان از شما به او نزدیک‌تر هستند، ولی شما نمی‌بینید.
(86 - 87) (﴿فَلَوۡلَآ إِن كُنتُمۡ غَيۡرَ مَدِينِينَ﴾) اگر گمان می‌برید که شما پس از مرگ زنده گردانیده نمی‌شوید و حسابی پس نمی‌دهید و جزا نمی‌بینید. (﴿تَرۡجِعُونَهَآ﴾) چرا روح را به بدن باز نمی‌گردانید؟ (﴿إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر شما راست می‌گویید؟! حال آنکه شما اقرار می‌کنید که از بازگرداندن روح ناتوان هستید. پس یا باید به حقّی که محمّد صلی الله علیه وسلم آورده است اقرار کنید، یا اینکه راه عناد و مخالفت را در پیش گیرید؛ و اگر چنین کنید، سرانجام بد شما مشخّص خواهد شد.