Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Al-Haqqah — Ayah 4

ٱلۡحَآقَّةُ ١ مَا ٱلۡحَآقَّةُ ٢ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحَآقَّةُ ٣ كَذَّبَتۡ ثَمُودُ وَعَادُۢ بِٱلۡقَارِعَةِ ٤ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهۡلِكُواْ بِٱلطَّاغِيَةِ ٥ وَأَمَّا عَادٞ فَأُهۡلِكُواْ بِرِيحٖ صَرۡصَرٍ عَاتِيَةٖ ٦ سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ ٧ فَهَلۡ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٖ ٨

الْحَاقَّةُ آن روز بر حق مَا الْحَاقَّةُ چيست آن روز بر حق ? وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ و چه داني که آن روز بر حق ، چيست ? كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ قوم ثمود و عاد روز تپيدن دلها را دروغ انگاشتند. فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ اما قوم ثمود به آن بانگ سهمگين هلاک شدند. وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ و اما قوم عاد با وزش باد صرصر به هلاکت رسيدند. سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ آن عذاب را هفت شب و هشت روز پي در پي بر آنان بگماشت آن قوم راچون تنه هاي پوسيده خرما مي ديدي که افتاده اند و مرده اند. فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ آيا کسي را مي بيني که از آنها بر جاي مانده باشد ?

مکي و 52 آيه است.

بسم الله الرحمن الرحيم

(1 - 3) (﴿ٱلۡحَآقَّةُ﴾) یکی از نام‌های قیامت است؛ چون قطعاً فرامی‌رسد و مردم را فرامی‌گیرد، و در آن حقائق امور و رازهای دل‌ها آشکار می‌گردد. پس خداوند با تکرار کردن آن، قیامت را مهم خواند: (﴿ٱلۡحَآقَّةُ مَا ٱلۡحَآقَّةُ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحَآقَّةُ﴾) رخداد راستین. رخداد راستین چگونه رخدادی است؟ و تو چه می‌دانی رخداد راستین چیست؟ حاقه و رخداد راستین، بسیار مهم، عظیم و ترسناک است. [از جمله بزرگی و عظمت آن این است که خداوند امت‌های تکذیب کننده را با آن گرفتار عذاب زودرس نمود و هلاک کرد]
(4) سپس نمونه‌ای از حالات موجود قیامت را که در دنیا مشاهده می‌شود بیان کرد، و آن عقوبت‌ها و عذاب‌های خطرناکی است که خداوند امت‌های سرکش را بدان گرفتار کرده است. پس فرمود: (﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾) ثمود قبیلۀ معروفی بود که در حجر سکونت داشتند، و خداوند پیامبرش صالح علیه السلام را به سوی آنها فرستاد. صالح آنان را از شرکی که بر آن بودند نهی ‌کرد، و آنان را به یکتاپرستی فرا ‌خواند، اما آنان دعوت او را نپذیرفتند و وی را تکذیب کردند؛ و وقتی که از آمدن قیامت خبر داد، او را تکذیب کردند، حال آنکه حوادث و احوال قیامت مردمان را فرامی‌گیرد و آنان را درهم می‌کوبد. همچنین قبیلۀ عاد نخستین ـ که ساکنان حضرموت بودند ـ وقتی که خداوند پیامبرش هود علیه السلام را به سوی آنها فرستاد، و آنان را به عبادت خداوند یگانه فرا ‌خواند، او را تکذیب کردند و رستاخیزی را که او از آن خبر می‌داد انکار کردند، آنگاه خداوند هردو گروه عاد و ثمود را در دنیا هلاک کرد.
(5) (﴿فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهۡلِكُواۡ بِٱلطَّاغِيَةِ﴾) و اما قبیلۀ ثمود با صدای بزرگ و وحشتناکی که دل‌هایشان را پاره پاره کرد و روحشان را از تن به درآورد، هلاک شدند، و چیزی جز خانه‌ها و اجسادشان از آنان باقی نماند.
(6) (﴿وَأَمَّا عَادٞ فَأُهۡلِكُواۡ بِرِيحٖ صَرۡصَرٍ عَاتِيَةٖ﴾) و قبیلۀ عاد به وسیلۀ تندبادی شدید که صدای تندتری از رعد داشت هلاک شدند. (﴿عَاتِيَةٖ﴾) به گفتۀ بسیاری از مفسران عبارت از تندبادی است که بر نگهبانانش از حد معمول در گذرد و سرکشی کند. و صحیح آن است که به معنی بادی است که بیش از حد بر عاد تجاوز کرد.
(7) (﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗا﴾) خداوند آن تندباد را هفت شب و روز بر آنها گمارد، و این روزهای شوم و بدی برای آنان بود، و تندباد آنها را هلاک و نابود کرد. (﴿فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ﴾) پس مردمان را می‌دیدی که نابود شده و مرده بودند. (﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾) انگار آنها تنه‌های توخالی درختان خرما هستند که سرهایشان قطع شده و روی هم افتاده‌اند.
(8) (﴿فَهَلۡ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٖ﴾) آیا می‌بینی که اثری از آنها باقی مانده باشد؟ این استفهام به معنی نفی مؤکد است؛ یعنی چیزی و کسی از آنها باقی نماند.