Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah At-Takwir — Ayah 26

فَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلۡخُنَّسِ ١٥ ٱلۡجَوَارِ ٱلۡكُنَّسِ ١٦ وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ ١٧ وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ ١٨ إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ ١٩ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ مَكِينٖ ٢٠ مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ ٢١ وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ ٢٢ وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ ٢٣ وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ ٢٤ وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ ٢٥ فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ ٢٦ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ ٢٧ لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ ٢٨ وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٢٩

فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به ستارگان باز گردنده ، الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده غايب شونده ، وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به شب چون تاريک شود ، وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به صبح چون بدمد ، إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که اين سخن رسولي بزرگوار است ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش ، صاحب مکانت ، مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع ، صاحب مکانت وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه نيست وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه او را در افق روشن ، ديده است وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه را از غيب به او گويند دريغ نمي دارد وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن سخن ، سخن شيطان رجيم نيست فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس به کجا مي رويد ? إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين کتاب پندي است براي جهانيان لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ و شما نمي خواهيد مگر آنچه را که پروردگار جهانيان خواسته باشد.

(15 - 16) خداوند متعال به «الخنّس» سوگنده خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان به سوی مشرق باز پس می‌روند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، «مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت به سوی مغرب به همراه همۀ ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره این گونه هستند. پس خداوند به این‌ها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است. و احتمال دارد که منظور همۀ ستارگان سیّار و غیره ‌باشد.
(17 - 18) (﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ﴾) و سوگند می‌خورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که، «عسعس» به معنی«پشت کننده» می‌باشد. (﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ﴾) و به صبح وقتی که نشانه‌های آن آشکار گردد و روشنایی‌اش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا اینکه کامل می‌گردد و خورشید طلوع می‌کند.
(19) این‌ها نشانه‌های بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شده‌ای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: (﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ﴾) بی‌گمان قرآن برخواندۀ فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل علیه السلام است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾ و بی‌گمان، قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده، و جبرئیل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بیم‌دهندگان باشی. و خداوند جبرئیل را به بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است، و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر می‌باشد.
(20) (﴿ذِي قُوَّةٍ﴾) او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندی‌اش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد، و آنان را نابود ساخت. (﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾) جبرئیل مقرب درگاه خداست، و نزد خداوند مقامی والا دارد، و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص داده است. (﴿مَكِينٖ﴾) و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همۀ فرشتگان می‌باشد.
(21) (﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ﴾) در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت می‌شود؛ چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری می‌شود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند، بدون کم و کاست و بدون اینکه از حدودی که برایش مقرر شده است پا را فراتر بگذارد آن را انجام می‌دهد. این‌ها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت می‌نمایند. خداوند قرآن را با این فرشتۀ بزرگوار -که دارای این‌چنین صفات کاملی می‌باشد- فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند، برای رساندن مهم‌ترین و شریف‌ترین پیام‌ها می‌گمارند.
(22) پس وقتی که فضیلت فرشتۀ حامل قرآن را بیان کرد، فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل ‌شده و به سوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد، و فرمود: (﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ﴾) و همدم و معاشر شما محمد صلی الله علیه وسلم دیوانه نیست؛ آن‌طور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب می‌کنند می‌گویند، و تهمت‌هایی به او برمی‌بندند و می‌خواهند با این گفته‌ها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد صلی الله علیه وسلم از همۀ مردم عاقل‌تر و راستگوتر است.
(23) (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ﴾) و محمد صلی الله علیه وسلم جبرئیل علیه السلام را در بالاترین کرانۀ روشن و آشکار که با چشم دیده می‌شود دید.
(24) (﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ﴾) و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند، بلکه او صلی الله علیه وسلم امانتدار اهل آسمان و زمین است، و پیام‌های پروردگارش را به صورت آشکار می‌رساند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم در رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است، و هیچ چیزی از آن را از هیچ کس ـ نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی ـ پنهان نکرده است. بنابراین خداوند او را در میان ملتی بی‌سواد و جاهل مبعوث کرد. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان چشم فرو نبست مگر اینکه این افراد بی‌سواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانش‌ها و علوم به آنان منتهی می‌گشت، و آنها استاد، و دیگران شاگردانشان بودند.
(25) (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستادۀ بزرگوار که به وسیلۀ آنها به مردم رسیده است بیان کرد، و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده می‌شود. و فرمود: (﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ﴾) و آن قرآن، گفتۀ شیطان رانده شده از خداوند نیست.
(26) (﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ﴾) چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور می‌کند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را -که در بالاترین مراتب راستی و صدق است- به منزلۀ دروغ -که پائین‌ترین باطل است- قرار می‌دهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
(27) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾) آن قرآن، جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان می‌افتند؛ و خداوند و صفت‌های کمالی را که دارد به یاد می‌آورند، و زشتی‌ها و عیب‌هایی را که خداوند از آن منزه است می‌دانند؛ و به وسیلۀ قرآن اوامر و نواهی و حکمت‌های آن را به یاد می‌آورند؛ و احکام تقدیری و شرعی و جزایی را یادآور می‌شوند. خلاصۀ مطلب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد می‌آورند، و به وسیلۀ آن برای سعادت هر دو جهان تلاش می‌کنند.
(28) (﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ﴾) برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آنکه هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
(29) (﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) مشیّت و خواست او نافذ است، و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفت ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقۀ قدریّه و جبریّه که خواست و مشیّت خدا را نفی می‌کنند. والحمدلله.

* * *