Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Ash-Shu'ara — Ayah 201

وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ١٩٢ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ ١٩٣ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ ١٩٤ بِلِسَانٍ عَرَبِيّٖ مُّبِينٖ ١٩٥ وَإِنَّهُۥ لَفِي زُبُرِ ٱلۡأَوَّلِينَ ١٩٦ أَوَلَمۡ يَكُن لَّهُمۡ ءَايَةً أَن يَعۡلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُاْ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ١٩٧ وَلَوۡ نَزَّلۡنَٰهُ عَلَىٰ بَعۡضِ ٱلۡأَعۡجَمِينَ ١٩٨ فَقَرَأَهُۥ عَلَيۡهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ مُؤۡمِنِينَ ١٩٩ كَذَٰلِكَ سَلَكۡنَٰهُ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ ٢٠٠ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُاْ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ ٢٠١ فَيَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ ٢٠٢ فَيَقُولُواْ هَلۡ نَحۡنُ مُنظَرُونَ ٢٠٣

وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ و همانا اين [قرآن] فرو فرستاده پروردگار جهانيان است. نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ روح‌الامين آن را فرود آورده است. عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ [آن را] بر دل تو [نازل كرده است] تا از بيم‌دهندگان باشي. بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ به زبان عربي روشن. وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ و [وصف] آن در كتاب‌هاي پيشينيان موجود است. أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ آيا برايشان نشانه‌اي نيست كه علماي بني‌اسرائيل آن را بدانند؟ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ و اگر آن را بر برخي از غير عرب‌ها نازل مي‌كرديم. فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَو آن را برايشان مي‌خواند، به آن ايمان نمي‌آوردند. كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ما اين‌گونه آن را در دل‌هاي گناهكاران در آورديم. لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ به آن ايمان نمي‌آورند تا عذاب دردناك را ببينند. فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ پس عذاب به طور ناگهاني در حالي كه بي‌خبرند گريبانگيرشان مي‌شود. فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ پس مي‌گويند:«آيا به ما مهلتي داده مي‌شود؟!».

(192) پس از آنکه داستان پیامبران و امّت‌هایشان، و شیوۀ دعوت آنها را بیان نمود؛ و اینکه امّت‌هایشان، دعوت پیامبران را رد کردند؛ و اینکه خداوند، دشمنان پیامبران را هلاک کرد؛ و سرانجام، از آنِ پیامبران گردید؛ از پیامبر بزرگوار و برگزیدۀ اسلام، و کتابی که از سوی پروردگارش آورده، و مایۀ هدایت خردمندان است، ذکر به میان آورد و فرمود: (﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) خداوندی که این قرآن را نازل کرده است، آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین، و پروردگار و مربیِ جهان بالا و پایین است. و همان‌طور که خداوند، با هدایت کردنِ آنان به سوی منافع دنیایی، جسم‌هایشان را پرورش داده است، نیز آنان را، با رهنمون کردن به سوی منافع دین و آخرتشان، مورد عنایت قرار داده است. و یکی از بزرگ‌ترین چیزهایی که خداوند آنان را به وسیلۀ آن پرورش داد، نازل کردن این کتاب مبارک است. و رهنمودهایی در این کتاب است که آدمی را به منافعِ هر دو جهان، و اخلاق فاضله هدایت می‌نماید، به‌گونه‌ای که چنین چیزهایی، در غیر این کتاب، به این اندازه وجود ندارد. (﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) چرا که این کتاب، از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است. یکی از عوامل بزرگداشت قرآن، و توجه به آن، این است که از سوی خدا نازل شده است، و هدف از نزول آن، بهره‌مند شدن شما و هدایت یافتن‌تان می‌باشد.
(193 - 195) (﴿نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ﴾) روح الامین، جبرئیل ـ‌علیه السلام‌ـ که برترین و قوی‌ترین فرشتگان می‌باشد، آن را فرود آورده است، و امین است؛ زیرا قرآن را اضافه یا کم نکرده است. (﴿عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ﴾) جبرئیل، آن را بر قلب تو ای محمد صلی الله علیه وسلم فرو آورد تا از بیم دهندگان باشی؛ و به وسیلۀ آن، مردم را به راه هدایت رهنمون گردانی، و از انحراف و گمراهی برحذر داری. (﴿بِلِسَانٍ عَرَبِيّٖ﴾) قرآن به زبان عربی -که بهترین زبان‌هاست- نازل شده است؛ و به زبان کسانی نازل شده که پیامبر به سوی آنها فرستاده شده، و به طور مستقیم به دعوت آنها پرداخته است؛ زبان عربی که زبانی روشن و واضح است. بیندیشید و ببینید که چگونه این فضایل ارزشمند، در این کتابِ بزرگ جمع شده‌اند. به راستی که آن، بهترین کتاب است؛ و برترین فرشته، آن را بر برترین انسان، و بر ارزشمندترین بخش از وی که قلبش است، و بر بهترین مردم، و با شیواترین و گسترده‌ترین زبان -که عربی روشن است- نازل کرده است.
(196) (﴿وَإِنَّهُۥ لَفِي زُبُرِ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) یعنی کتاب‌های پیشین، به آمدنِ قرآن مژده داده و آن را تصدیق کرده‌اند. قرآن بر طبق آنچه که کتاب‌های گذشته درباره‌اش خبر داده بودند، این کتاب‌ها را تصدیق نمود؛ بلکه حق را آورد، و فرستاده شدگان را تصدیق نمود.
(197) (﴿أَوَ لَمۡ يَكُن لَّهُمۡ ءَايَةً أَن يَعۡلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُاۡ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾) آیا اینکه علمای بنی‌اسرائیل به خوبی آن را می‌دانند، نشانه‌ای بر صحت آن، و دلیلی بر اینکه از سوی خدا نازل شده، نیست؟! علمایی که سرآمدِ دانش هستند، و از همۀ مردم آگاه‌ترند، و اهل علم می‌باشند؛ زیرا هر چیزی که در آن تردیدی وجود داشته باشد، به اهل دانش برگردانده می‌شود، و گفتۀ آنها برای دیگران حجت است. همان‌طور که جادوگران -که در دانشِ جادو ماهر بودند- راستیِ معجزۀ موسی را شناختند، و دانستند که جادو نیست. پس سخنِ جاهلان، قابل توجه و دارای ارزش نیست.
(198 - 199) (﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَٰهُ عَلَىٰ بَعۡضِ ٱلۡأَعۡجَمِينَ﴾) و اگر قرآن را، بر یکی از غیر عرب‌ها نازل می‌کردیم که زبان آنها را نمی‌فهمید، و به گونۀ شایسته نمی‌توانست از آن تعبیر نماید، (﴿فَقَرَأَهُۥ عَلَيۡهِم﴾) و او قرآن را برایشان می‌خواند، (﴿مَّا كَانُواۡ بِهِۦ مُؤۡمِنِينَ﴾) به آن ایمان نیاورده، و می‌گفتند: ما نمی‌فهمیم که چه می‌گوید؟ ونمی‌دانیم که به چه چیزی دعوت می‌دهد؟ پس آنان باید پروردگارشان را ستایش کنند که قرآن را، بر زبان شیواترین انسان‌ها، و تواناترینشان، و با مفاهیم و عبارت‌های روشن، برای آنها فرستاده است. پس باید به تصدیق و تایید قرآن بشتابند، و آن را بپذیرند. اما تکذیب کردنِ قرآن از سوی آنها، بدون اینکه شبهه‌ای جز کفر و عناد محض داشته باشند، دنبالۀ همان روندی است که امت‌های تکذیب کننده در پیش گرفته‌اند. بنابراین فرمود:
(200 - 203) (﴿كَذَٰلِكَ سَلَكۡنَٰهُ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) پس همان‌گونه که تکذیب و دروغ انگاشتن را، در دل‌های مشرکین پیشین وارد کردیم؛ تکذیب و دروغ انگاشتن قرآن را، در دل‌های مشرکین قریش [نیز] قرار دادیم. همان‌طور که نخ وارد سوراخ سوزن می‌شود، پس دل‌هایشان با تکذیب آمیخته شد، و تبدیل به صفت و خوی آنها گردید. و این به خاطر ستمگری و گناهکاریِ آنان بود، به همین خاطر (﴿لَا يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُاۡ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ﴾) به آن ایمان نمی‌آورند، تا ـ به کیفر دروغ انگاشتن آن ـ عذابِ دردناک را ببینند. عذاب، زمانی آنها را فرا می‌گیرد که غافل هستند، و نمی‌فهمند که عذاب بر آنان فرود می‌آید. و این به خاطر آن است تا کیفر و شکنجه شدنشان بیشتر باشد. در آن وقت می‌گویند: (﴿هَلۡ نَحۡنُ مُنظَرُونَ﴾) آیا به ما فرصت و مهلتی داده می‌شود؟ یعنی درخواست می‌کنند تا به آنها فرصت و مهلت داده شود، حال آنکه وقت گذشته، و عذاب آنها را فرا می‌گیرد، عذابی که از آنها دور نشده، و یک لحظه از شدت آن کاسته نمی‌شود.