Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Al-'Ankabut — Ayah 50

وَقَالُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَٰتٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ ٥٠ أَوَلَمۡ يَكۡفِهِمۡ أَنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحۡمَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ ٥١ قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ شَهِيدٗاۖ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ وَكَفَرُواْ بِٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ٥٢

وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ و گفتند : «چرا نشانه هايي از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟» بگو : «نشانه ها تنها نزد خداوند است، و من تنها بيم دهنده اي روشنگر هستم و بس». أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ آيا آنان را کافي شو بسنده نيست که ما اين کتاب را بر تو نازل کرده ايم که بر آنان خوانده مي شود؟! بي گمان در اين براي گروهي که باور مي دارند رحمت و پندي هست. قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ بگو :«همين بس که خدا ميان من و شما گواه است»، آنچه را که در آسمان ها و زمين است مي داند و کساني که به باطل اميان آوردند و به خدا کفر ورزيدند اينانند که زيانکارانند.

(50) ستمگران تکذیب کننده، بر پیامبر و بر آنچه او آورده بود، اعتراض کردند؛ و معجزاتی را پیشنهاد نمودند و گفتند آنها را برای‏مان بیاور. آن‌گونه که خداوند دربارۀ آنها فرموده است:﴿وَقَالُواۡ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾[الإسراء: 9] و گفتند: «هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه از زمین برای ما چشمه‌ای بجوشانی.» در حالی که تعیین معجزات، به دست آنها و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیست؛ چرا که این کار یک نوع مشارکت و همراهی با خداوند در تدبیر کارها محسوب می‌شود، خداوند در انجام کارها یگانه است و هیچ کس در این زمینه اختیاری ندارد. بنابراین فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) بگو: معجزات تنها نزد خداوند هستند؛ و اگر بخواهد آنها را نازل می‌نماید و اگر بخواهد آن را نمی‌آورد. (﴿وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ﴾) و من فقط بیم دهنده‌ای آشکار هستم و مقامی بالاتر از این ندارم. و اگر هدف شما روشن شدن حق از باطل است، بدانید که این مهم به طرق گوناگون حاصل گردیده است. بنابراین پیشنهاد معجزات مشخص و معینی، ستم و ظلم و تکبر در برابر خدا و حق است. و اگر فرض شود که این معجزات نازل شوند، و آنها این گونه در دل داشته باشند که جز با این معجزات ایمان نمی‌آورند، ایمان‏شان ایمان حقیقی نیست، بلکه چیزی است که طبق خواسته‌های آنان انجام شده است؛ بنابراین آنها ایمان می‌آورند اما نه به این خاطر که آن حق است، بلکه به خاطر آن معجزات ایمان می‌آورند. پس به فرض اینکه معجزات فرو فرستاده شوند، در فرو فرستاده شدن آن فایده‌ای نیست.
(51) و از آنجا که هدف بیان حق بود، خداوند طریق آن را بیان کرد و فرمود: (﴿أَوَ لَمۡ يَكۡفِهِمۡ﴾) آیا برای اینکه آنها به راستگو بودن تو و راست بودن آنچه که آورده‌ای پی ببرند، این کافی و بسنده نیست که (﴿أَنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ﴾) ما کتاب را بر تو نازل کرده‌ایم که بر آنها خوانده می‌شود؟! کلام مختصر و جامعی که در آن نشانه‌های روشن و آشکار زیادی هست! و همان‌طور که قبلاً بیان شد، پیامبر بی‌سوادی که خواندن و نوشتن را بلد نیست، آن را آورده است و این بزرگ‌ترین دلیل بر صحت و راست بودن آن است. سپس ناتوان بودن آنها از مبارزه با قرآن، نشانۀ دیگری بر حقانیت آن است. و قرآن آشکارا بر آنها خوانده می‌شود و از جانب خداست و پیامبر در زمانی که یاورانش اندک و مخالفان و دشمنانش زیاد بودند، آن را اظهار نمود؛ و اندک بودن یاوران و زیاد بودن دشمنانش، او را از آشکار کردن قرآن باز نداشت، بلکه به صورت علنی در میان مردم اعلام کرد که این سخن پروردگارم می‌باشد؛ و آیا کسی توان مقابله با آن را دارد؛ و آیا کسی می‌تواند سخنی مانند آن بیاورد؟! پس این دلیلی بر راست بودن قرآن است. و قرآن کتاب‌های گذشته را تصدیق کرده و مطالب آنها را تصحیح نموده است، و تحریف و تغییری که در آنها صورت گرفته، بیان کرده است. این نیز دلیلی دیگر بر حقانیت قرآن می‌باشد. و قرآن در امر و نهی خود، به راه راست هدایت می‌نماید؛ و این دلیلی بر حق و راست بودن آن است. بنابراین قرآن به هیچ چیزی دستور نداده است که عقل بگوید کاش به آن فرمان نمی‌داد. و از هیچ چیزی نهی نکرده است که عقل بگوید کاش از آن نهی نمی‌کرد. بلکه امر و نهی قرآن، مطابق با عدالت و دادگری و حکمت و عقل صاحبان بینش و خرد است. نیز رهنمودها و احکام قرآن، همگام با زمان و مکان حرکت می‌کند، به گونه‌ای که در هیچ زمان و مکانی جز با احکام قرآن کارها بهبود نمی‌یابد. این نیز دلیلی است بر اینکه قرآن حق، و از جانب خداست. پس همۀ این موارد برای کسی که بخواهد حق را تصدیق نماید، و در پی یافتن آن برآید، کافی است؛ و خداوند کسی را که به قرآن بسنده نکند، به مرادش نرساند، و هرکس را که قرآن شفا بخش او نیست خداوند شفایش ندهد؛ و هرکس به وسیلۀ قرآن هدایت شود، و قرآن برایش بسنده باشد، این برای او مایۀ خیر و رحمت است. از این رو فرمود: (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحۡمَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾) بی‌گمان، در این برای گروهی که باور می‌دارند، رحمت و پندی هست. چون به وسیلۀ قرآن، علم فراوان و خیر زیاد به دست می‌آید، و دل‌ها و ارواح پاکیزه می‌گردند، و باورها و عقاید پاک می‌شوند، و اخلاق کامل می‌گردد؛ و در سایۀ چنین رحمتی، می‌توان به فتوحات الهی و اسرار ربانی دست یافت.
(52) (﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ شَهِيدٗا﴾) بگو: همین بس که خدا میان من و شما گواه است، من او را گواه گرفته‌ام که اگر دروغگو باشم، عذابی بر من فرود آورد که مایۀ عبرت شما باشد؛ و اگر او مرا یاری ‌کند و کارها را بر من آسان ‌گرداند، باید این شهادت و گواهی بزرگ خداوند، شما را کافی باشد. بنابراین اگر در دل‌های‏تان چنین است که گواهی او ـ و شما آن را نشنیده و ندیده‌اید ـ به عنوان دلیل کافی نیست، پس او (﴿يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، می‌داند. از جمله چیزهایی که خداوند آن را می‌داند، حالت و سخن من و شماست. پس من به دروغ، چیزهایی به او نسبت نمی‌دهم؛ زیرا او می‌داند و بر کیفر دادن من توانایی دارد. و اگر دروغ بگویم و آن‌را به او نسبت دهم و مرا کیفر ندهد، این نقصی در آگاهی و توانایی و حکمت او خواهد بود. آن‌گونه که فرموده است:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ * لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾[الحاقة: 44-46]«و اگر برخی سخن‌های دروغ را به ما نسبت می‌داد، او را می‌گرفتیم و رگ‌های گردنش را قطع می‌نمودیم». (﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواۡ بِٱلۡبَٰطِلِ وَكَفَرُواۡ بِٱللَّهِ أُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) و کسانی که به باطل ایمان آوردند و به خدا کفر ورزیدند، اینانند که زیانکارند؛ چون آنها ایمان آوردن به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبران و روز قیامت و نعمت پایدار و جاودان را از دست داده‌اند، و به‌جای برخورداری از حق و [راهِ] صحیح، هر امر باطل قبیحی بهرۀ آنها گردیده، و به عوض نعمت و آسایش، عذاب دردناکی عایدشان شده است. پس آنان در روز قیامت، خود و خانواده‌های‏شان را از دست می‌دهند.