Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Al-Ahzab — Ayah 34

يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّۚ فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا ٣٢ وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣ وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ٣٤

يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ؛ اي زنان پيامبر ، شما همانند ديگر زنان نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس به نرمي سخن مگوييد تا آن مردي که در قلب او مرضي هست به طمع افتد و سخن پسنديده بگوييد. وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ؛ و در خانه هاي خود بمانيد و چنان که در زمان پيشين جاهليت مي کردند، ،زينتهاي خود را آشکار مکنيد و نماز بگزاريد و زکات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت کنيد اي اهل بيت ، خدا مي خواهد پليدي را از شما دورکند و شما را چنان که بايد پاک دارد. وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا؛ آنچه را در خانه هايتان از آيات خدا و حکمت تلاوت مي شود ، ياد کنيد ،که خدا باريک بين و آگاه است.

(32) (﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّ﴾) ای زنان پیامبر! شما مثل هیچ یک از زنان عادی نیستید اگر از خدا بترسید؛ زیرا با تقوای الهی مقامتان از زنان دیگر بالاتر می‌رود، و هیچ زنی به مقام شما نمی‌رسد. پس تقوا را با رعایت ارکان آن کامل گردانید. بنابراین آنها را راهنمایی کرد تا وسیله‌هایی را که سبب کار حرام می‌شوند از میان بردارند، و فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و به هنگام سخن گفتن با مردان، صدای خود را نرم و نازک نکنید، (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) که آنگاه کسی که در دل او بیماری شهوت زنا است، به طمع می‌افتد؛ چون او آماده و منتظر کوچک‌ترین چیزی است که وی را تحریک کند، چرا که دل او سالم نیست؛ زیرا دلی که سالم باشد، به آنچه خدا حرام نموده است علاقه‌مند نیست، و کمتر اسباب و وسایلی او را تحریک می‌کند؛ چراکه دل او پاک و سالم است. به خلاف کسی که دلش بیمار است؛ چنین کسی مانند فردی که دلش سالم است تحمل ندارد، و کوچک‌ترین سببی او را به کار حرام وا می‌دارد و دعوتش را اجابت می‌کند و از خواسته‌اش سرپیچی نمی‌نماید. این دلیلی است بر اینکه وسیله‌ها، حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمی گفتار و صدا، در اصل کار جایزی است؛ اما وقتی که وسیله‌ای برای کار حرام باشد، از آن منع شده است؛ بنابراین برای زن شایسته است به هنگام سخن گفتن با مردان، صدایش را نرم و نازک نکند. وقتی آنها را از نرمی گفتار نهی کرد شاید کسی گمان بَرَد که باید به درشتی و تندی سخن بگویند، پس این توهّم را دفع نمود و فرمود: (﴿وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا﴾) و سخنی شایسته بگویند؛ یعنی سخنی که درشت و تند نباشد. فرمود: (﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾) و نگفت: «فَلَا تَلِنَّ بِالقَولِ» چون آنچه از آن نهی شده، سخن نرمی است که همراه با فروتنی و انقیاد زن برای مرد باشد؛ و چنین حالت و سخنی، مرد را وادار می‌کند تا به او چشم طمع بدوزد. به خلاف کسی که سخنی نرم بگوید که در آن فروتنی نباشد؛ بلکه این سخن با اینکه نرم است، نشانگر عزت گوینده است و طرف را مغلوب می‌نماید و در او طمع نمی‌ورزد. بنابراین خداوند پیامبرش را به‌خاطر مهربانی و ملایمتی که داشت ستوده است. پس فرمود:﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾ به سبب رحمتی از جانب خدا، برای آنها نرم و مهربان شدی. و به موسی و هارون فرمود:﴿ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾ بروید نزد فرعون؛ چرا که او سرکشی کرده است. پس با او به نرمی سخن بگویید شاید پند پذیرد یا بترسد. و [این بخش از آیه: ] (﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾) ضمن اینکه دستوری است مبنی بر اینکه انسان باید پاکدامن باشد، و زنان و مردان پاکدامن مورد ستایش قرار گرفته، و از نزدیک شدن به زنا نهی شده‌اند؛ نیز بر این دلالت می‌نماید که برای بنده، شایسته است هرگاه این حالت را در خودش یافت که با دیدن یا شنیدن سخن کسی که مورد پسندش می‌باشد بر انجام کار حرام تحریک می‌شود، و احساس کرد که انگیزه‌های طمع ورزی او را به سوی حرام سوق می‌دهد، باید بداند که این احساس یک بیماری است؛ از این رو باید برای تضعیف و از بین بردن و قطع کردن خاطره‌های زشت بکوشد، و با نفس خود مبارزه نماید تا آن را از این بیماری خطرناک نجات بخشد، و از خداوند بخواهد که او را محافظت نماید و به او توفیق دهد. و این از زمرۀ پاکدامنی است که به آن امر شده است.
(33) (﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾) و در خانه‌های‏تان بمانید، این برای‏تان بهتر است. و مانند اهل جاهلیت پیشین که دانش و دینی نداشتند، آرایش نکنید و زیاد از خانه بیرون نروید؛ و همۀ اینها برای دور کردن شر و اسباب آن است. وقتی آنها را به طور کلی به پرهیزگاری فرمان داد، به جزئیاتی از آن نیز پرداخت؛ چون زنان به آن نیاز دارند، و نیز آنها را به فرمانبرداری دستور داد به ویژه به برپای داشتن نماز و پرداختن زکات؛ دو عبادتی که هرکس به ناچار به آنها نیاز دارد، و بزرگ‌ترین عبادت محسوب می‌شوند؛ که در نماز اخلاص برای خداوند انجام می‌گیرد، و با پرداختن زکات به بندگان نیکی می‌شود. سپس آنها را به طور کلی به اطاعت فرمان داد و فرمود: (﴿وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ﴾) و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. هر امر و فرمانی که خدا و پیامبر داده‌اند -خواه فرمان واجب باشد یا فرمان مستحب- در اطاعت از خدا و پیامبرش داخل است. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾) جز این نیست که خداوند وقتی شما را به این چیزها فرمان می‌دهد، و از چیزهایی نهی می‌کند؛ برای آن است تا پلیدی و بدی را از شما اهل بیت دور کند، و شما را کاملاً پاک گرداند. یعنی حمد و سپاس خداوند را به خاطر این اوامر و نواهی به جای آورید که شما را از مصلحت و فایدۀ آن آگاه کرده است. و این اوامر و نواهی برای شما فایده و مصلحت محض هستند، و خداوند با این دستورات نخواسته است بر شما تنگی و مشقّتی بیاورد، بلکه برای آن است تا پاکیزه گردید و اخلاق و رفتارتان پاک شود و اعمالتان درست و خوب گردد؛ و به سبب آن، پاداشتان بیشتر و بزرگ‌تر شود.
(34) و هنگامی که آنان را به انجام کارها، و ترک کارهایی امر نمود؛ به آنان دستور داد که به علم‌اندوزی بپردازند، و راه آن را نیز برایشان بیان نمود. پس فرمود: (﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾) منظور از آیات خدا، قرآن است؛ و حکمت، اسرار قرآن و یا سنّت پیامبر می‌باشد. و زنان را فرمان داد تا آن را یاد کنند، و این شامل ذکر و یاد کردن کلمات قرآن می‌شود که با تلاوت آن انجام می‌گیرد؛ نیز معانی آن را شامل می‌شود که با تدبر و تفکر در آن، و استنباط احکام و حکمت‌های آن انجام می‌گیرد. نیز شامل ذکرِ عمل کردنِ به آن هم می‌گردد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا﴾) همانا خداوند باریک بین آگاه است، و سرایر و پنهانی‌های امور را می‌بیند، و آنچه را در آسمان‌ها و زمین پنهان است و کارهایی را که آشکار یا پنهان هستند، می‌داند. باریک بین و مطلع بودن خداوند این را می‌طلبد که آنها کارها را خالصانه برای خدا به انجام برسانند، و اعمال را به صورت پنهانی انجام دهند. نیز از آنجا که خداوند باریک بینِ آگاه است، جزا و سزای اعمال را می‌دهد. و یکی از معانی «لطیف» این است که خداوند بنده‌اش را به طرق مخفی و غیر محسوس به سوی خیر و خوبی پیش می‌برد، و از شر و بدی محافظت می‌نماید، و رزق و روزی را از جایی به او می‌رساند که خودش نمی‌داند، و اسبابی را به او نشان می‌دهد که نفس آدمی از آنها نفرت دارد، اما راه رسیدن به بالاترین مقام‌ها را برای او هموار می‌سازد.