Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Saba — Ayah 46

۞ قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُواْۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا نَذِيرٞ لَّكُم بَيۡنَ يَدَيۡ عَذَابٖ شَدِيدٖ ٤٦ قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ فَهُوَ لَكُمۡۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ ٤٧ قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ ٤٨ قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَمَا يُبۡدِئُ ٱلۡبَٰطِلُ وَمَا يُعِيدُ ٤٩ قُلۡ إِن ضَلَلۡتُ فَإِنَّمَآ أَضِلُّ عَلَىٰ نَفۡسِيۖ وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ فَبِمَا يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٞ قَرِيبٞ ٥٠

قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ؛ بگو : شما را به يک چيز اندرز مي دهم : يک يک و دو دو براي خدا قيام کنيد سپس بينديشيد ، تا بدانيد که در يار شما ديوانگيي نيست اوست که شما را از آمدن عذابي شديد مي ترساند. قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ؛ بگو : هر مزدي که از شما طلبيده ام ، از آن خودتان باد مزد من تنها برعهده خداست اوست که بر هر کاري ناظر است. قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ؛ بگو : پروردگار من الهامبخش سخن حق است داناي غيبهاست. قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ؛ بگو : حق فراز آمد و باطل نماند و ياراي بازگشتنش نيست. قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ؛ بگو : اگر، من گمراه شوم زيانش بر من است ، و اگر به راه هدايت روم بدان سبب است که پروردگار من به من وحي مي کند او شنوا و نزديک است.

(46) (﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍ﴾) ای پیامبر! به این تکذیب کنندگان که حق را تکذیب و آن را مورد عیب جویی قرار می‌دهند، و حامل آن را نیز طعنه می‌زنند، بگو: من شما را فقط به یک خصلت نصیحت می‌کنم، و شما را به آن راهنمایی می‌نمایم که آن را در پیش بگیرید؛ و آنچه شما را بدان می‌خوانم، راهی میانه و دادگرانه است؛ و شما را به این فرا نمی‌خوانم که از سخن من پیروی کنید. من نمی‌گویم گفتۀ خودتان را بدون سبب رها کنید، [بلکه از روی فکر و اندیشه از آن دست بردارید]. و آنچه شما را به آن فرا می‌خوانم این است: (﴿أَن تَقُومُواۡ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ﴾) که با همّت و نشاط و اراده، برای پیروی از حقیقت و درستی و یگانه پرستی به پا خیزید و با همدیگر بنشینید و در این باره به گفتگو بپردازید؛ و به تنهایی در این مورد فکر کنید، و هریک خویشتن را مورد خطاب قرار دهد. و به تنهایی یا دو نفر دو نفر برای خدا برخیزید، و اندیشۀ خود را به کار بندید، و در احوال پیامبرتان فکر کنید که آیا این پیامبر دیوانه است، و در سخن و هیئت و صفت او دیوانگی وجود دارد؟ یا اینکه او پیامبری راستگوست که شما را از آنچه به زیانتان است برحذر می‌دارد، و شما را از عذاب سختی که پیش رو دارید می‌ترساند؟ پس اگر کافران این موعظه و اندرز را پذیرفتند و آن را به کار گرفتند، برای آنها بیش از دیگران مشخص و روشن خواهد شد که پیامبر دیوانه نیست؛ چون هیئت او مانند هیئت دیوانگان نمی‌باشد، و مانند دیوانه‌ها حالت‌هایی چون خفگی و نگاه حیرت زده به او دست نمی‌دهد، بلکه او دارای بهترین حالت‌هاست، و حرکاتش بسیار بزرگوارانه می‌باشد، و او از همۀ مخلوقات از نظر ادب و وقار و فروتنی بالاتر و کامل‌تر است، و چنین ادب و وقاری جز شایستۀ مردان خردمند نمی‌باشد؛ و هرگاه آنها در سخنِ شیوا و فصیح او بنگرند، کلماتش را زیبا می‌یابند که دل‌ها را سرشار از آرامش و ایمان می‌نماید، و نفس‌ها را تزکیه و دل‌ها را پاک می‌گرداند؛ سخنانی که آدمی را به اخلاق نیک وا می‌دارد، و از زشتی‌ها دور می‌گرداند. و متوجه خواهند شد که سخنش آنچنان متین و شیرین است که از هیبت و بزرگداشت آن چشم‌ها به وی خیره می‌شوند. پس آیا این چنین سخنانی، با یاوه گویی و هذیان دیوانگان و عربده کشیدن آنها مشابهتی دارد؟! پس هر کس در حالات پیامبر تفکّر کند و هدفش این باشد که بداند آیا او پیامبر خداست یا نه -خواه این فرد به تنهایی یا به همراه کسی دیگر در این مورد بیندیشد- به یقین باور خواهد کرد که او پیامبر برحق و راستگوست، به ‌خصوص افرادی که مخاطب قرآن و همنشین پیامبر هستند، و از همه چیز او آگاه می‌باشند.
(47) مانعی دیگر که سبب می‌شود مردم از دعوتگر حق پیروی نکنند آن است که دعوتگر اموال کسانی را بگیرد که دعوتش را می‌پذیرند، و پاداش و مزد دعوت خویش را از آنها طلب کند. پس خداوند پاک بودن پیامبرش را از چنین چیزی بیان نمود و فرمود: (﴿قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ﴾) بگو: در برابر پیروی نمودنتان از حق، پاداشی از شما نمی‌خواهم، (﴿فَهُوَ لَكُمۡ﴾) و اگر به فرض، از شما درخواست پاداش نیز کرده باشم، شما را شاهد می‌گیرم که آن را نمی‌خواهم و آن برای خودتان؛ چرا که (﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ﴾) پاداش و مزد من بر عهدۀ خداوند است، و او به آنچه که به سوی آن فرا می‌خوانم کاملاً آگاه است. پس اگر من دروغ گفته باشم، او مرا کیفر خواهد داد. و نیز خداوند بر عمل شما گواه است، و آن را برایتان ثبت و ضبط می‌نماید، سپس شما را بر آن مجازات خواهد کرد.
(48) وقتی دلایلی را که بر صحت حق و پوچ بودن باطل دلالت می‌کنند بیان نمود، خبر داد که سنت و عادت الهی بر آن است که (﴿يَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ﴾) حق را به ‌جان باطل ‌اندازد، و به وسیلۀ حق، باطل را در هم ‌شکند. حقی که در اینجا خداوند بیان نموده، و به وسیلۀ آن گفته‌های تکذیب‌کنندگان را رد کرده است، مایۀ عبرتی است برای عبرت آموزان، و نشانه‌ایست برای آنهایی که می‌اندیشند. و همان‌طور که می‌بینی، گفته‌های تکذیب‌کنندگان مضمحل گردید، و دروغ و عنادشان روشن شد، و حق آشکار گردید، و باطل از بین رفت، و این به‌خاطر بیان و روشنگری (﴿عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ﴾) خداوندی است که دانای پنهانی‌هاست، و وسوسه‌ها و شبهاتی را که در دل‌هاست می‌داند، و حجت‌هایی را که به وسیلۀ آن با وسوسه‌ها و شبهات مقابله می‌شود می‌داند.
(49) پس بندگانش را به آن آگاه می‌نماید و برایشان بیان می‌دارد. (﴿قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ﴾) بگو: حق آشکار و روشن گردیده و چون خورشید نمایان و روشن شده و قدرت آن آشکار شده است، (﴿وَمَا يُبۡدِئُ ٱلۡبَٰطِلُ وَمَا يُعِيدُ﴾) و باطل نابود گشته و از بین رفته، و قدرتش از هم پاشیده است؛ پس نمی‌تواند چیز جدیدی را آغاز نماید و گذشته را برگرداند.
(50) از آنجا که حق به سبب دعوت پیامبر روشن گردید، و کسانی که آن را تکذیب می‌کردند حق را به گمراهی متهم نمودند؛ خداوند آنها را از حق خبر داد و برایشان روشن گرداند، و ناتوانی آنها را از رویارویی با حق بیان داشت، و به آنها خبر داد که متهم کردن حق به گمراهی، زیانی به آن نمی‌رساند، و نمی‌تواند جلوی آنچه را که پیامبر آورده است بگیرد. و اگر پیامبر گمراه باشد ـ که ایشان بسی از این مسئله پاک و مبرّا هستند، اما بر سبیل تنزل در مجادله و مدارا با خصم ـ به زیان خودش گمراه می‌شود، و زیان آن فقط به خودش بر می‌گردد و به دیگران نمی‌رسد. (﴿وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ﴾) و اگر من راهیاب باشم، به قدرت و توان خودم نیست، بلکه هدایت من بدان سبب است که (﴿يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓ﴾) چیزهایی از پروردگارم به من وحی می‌گردد. پس جوهرۀ هدایت من، وحی الهی است، همان‌طور که محور هدایت دیگران نیز می‌باشد. بی‌گمان، پروردگارم، (﴿سَمِيعٞ قَرِيبٞ﴾) همۀ گفته‌ها و صداها را می‌شنود؛ و هر کس او را بخواند و از او بخواهد و وی را بندگی کند، او به وی نزدیک است.