You are reading tafsir of 11 ayahs: 38:30 to 38:40.
وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛ سليمان را به داود عطا کرديم چه بنده نيکويي بود و روي به خدا داشت. إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ؛ آنگاه که به هنگام عصر اسبان تيزرو را که ايستاده بودند به او عرضه کردند ، فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ؛ گفت : من دوستي اين اسبان را بر ياد پروردگارم بگزيدم تا آفتاب در پرده غروب پوشيده شد ، رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ؛ آن اسبان را نزد من باز گردانيد پس به بريدن ساقها و گردنشان آغاز کرد. وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ؛ ما سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدي را افکنديم و او روي به خدا آورد. قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ؛ گفت : اي پروردگار من ، مرا بيامرز و مرا ملکي عطا کن که پس از من کسي سزاوار آن نباشد ، که تو بخشاينده اي. فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ؛ پس باد را رام او کرديم که به نرمي هر جا که آهنگ مي کرد ، به فرمان او، مي رفت. وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ؛ و ديوان را ، که هم بنا بودند و هم غواص. وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ؛ و گروهي ديگر را ، که همه بسته در زنجير او بودند. هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ؛ اين عطاي بي حساب ماست خواهي آن را ببخش و خواهي نگه دار. وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ؛ او راست نزد ما تقرب و بازگشتي نيکو.