Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Az-Zumar — Ayah 58

۞ قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ٥٣ وَأَنِيبُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُۥ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ٥٤ وَٱتَّبِعُوٓاْ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ بَغۡتَةٗ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ ٥٥ أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ ٥٦ أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ ٥٧ أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٥٨ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَتۡكَ ءَايَٰتِي فَكَذَّبۡتَ بِهَا وَٱسۡتَكۡبَرۡتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ ٥٩

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ؛ بگو : اي بندگان من که بر زيان خويش اسراف کرده ايد ، از رحمت خدا مايوس ، مشويد زيرا خدا همه گناهان را مي آمرزد اوست آمرزنده و مهربان. وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ؛ پيش از آنکه عذاب فرا رسد و کسي به ياريتان برنخيزد ، به پروردگارتان روي آوريد و به او تسليم شويد. وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ العَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ؛ و پيش از آنکه به ناگاه و بي خبر عذاب بر شما فرود آيد ، از بهترين چيزي که از جانب پروردگارتان نازل شده است پيروي کنيد. أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ؛ تا کسي نگويد : اي حسرتا بر آنچه در کار خدا کوتاهي کردم ، و از مسخره کنندگان بودم. أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ يا بگويد : اگر خدا مرا هدايت کرده بود ، من از پرهيزگاران مي بودم. أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ؛ ، يا چون عذاب را ببيند ، بگويد : اگر بار ديگر به دنيا باز مي گرديدم ،از نيکوکاران مي شدم. بَلَى قَدْ جَاءتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ؛ آري ، آيات من بر تو نازل شد و تو گردنکشي کردي و از کافران بودي.

(53) خداوند به آن دسته از بندگانش که گناهان زیادی را مرتکب شده‌اند خبر می‌دهد که فضل و بخشش او گسترده است، و آنها را تشویق می‌کند تا به سوی او بازگردند، قبل از آنکه این کار را نتوانند انجام بدهند. پس فرمود: (﴿قُلۡ﴾) ای پیامبر! و ای کسی که به جای پیامبر به دین خدا دعوت می‌کنی! از جانب پروردگار به بندگان خبر بده و بگو: (﴿يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾) ای بندگان من که با ارتکاب گناهان، و تلاش و حرکت در مسیر ناخشنودی خداوند، بر خود اسراف کرده‌اید! (﴿لَا تَقۡنَطُواۡ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِ﴾) از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ و با ناامیدی، خود را به هلاکت اندازید؛ و نگویید که گناهان ما زیاد گشته، و عیب‌های ما روی هم انباشته شده است، و راهی برای نجات ما وجود ندارد، و گناهان ما زدوده نخواهند شد، و به سبب این فکر، همچنان بر گناهان اصرار ورزید، و توشه‌ای از آنچه پروردگار مهربان را خشمگین می‌نماید جمع‌آوری نکنید. بلکه پروردگار خود را با نام‌هایی که بر کرم و لطف و بخشش او دلالت می‌کنند بشناسید. و بدانید که (﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا﴾) خداوند همۀ گناهان از قبیل: شرک و قتل و زنا و ربا و ظلم و دیگر گناهان کبیره و صغیره را می‌آمرزد. (﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾) بی‌گمان او بسیار آمرزگار و بس مهربان است؛ یعنی آمرزش و رحمت صفت او است، دو صفتی که لازم او هستند و از ذات او جدا نمی‌شوند، و همواره آثار این دو صفت در فرایند هستی جریان دارد، و هر موجودی را فرا می‌گیرد. در همۀ اوقات، خیرات را سرازیر می‌نماید؛ و نعمت‌ها و بخشش‌ها را پی در پی در پنهان و آشکار بر بندگان سرازیر می‌دارد، و بخشیدن را از ندادن بیشتر دوست دارد، و رحمت او بر خشم وی پیشی گرفته است. اما رحمت و مغفرت او اسبابی دارند که با آنها به دست می‌آیند، و اگر بنده این اسباب را فراهم نکند، دروازۀ رحمت و آمرزش را به روی خود بسته است. و بزرگ‌ترین سبب به ‌دست آوردن رحمت و آمرزش -بلکه تنها سببی که موجب این دو چیز است- بازگشت به سوی خدا به وسیلۀ توبۀ واقعی، و با دعا و زاری و عبادت و بندگی می‌باشد. پس بشتابید به سوی این سبب بزرگ و راه نجات!
(54) بنابراین خداوند متعال به بازگشت و شتافتن به سوی خود دستور داد و فرمود: (﴿وَأَنِيبُوٓاۡ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواۡ لَهُۥ﴾) و با دل‌هایتان به سوی پروردگار خود باز گردید، و با اعضا و جوارح خود تسلیم او شوید. هرگاه انابت به تنهایی ذکر شود، اعمال جوارح هم در آن داخل است؛ و هرگاه انابت و تسلیم با هم بیان شوند، معنی همین گونه است که بیان کردیم. (﴿إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواۡ لَهُۥ﴾) این بیانگر اهمیّت اخلاص است، و اینکه اعمال ظاهری و باطنی بدون اخلاص سودمند نیستند. (﴿مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾) پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید و نتوان آن را دفع کرد. (﴿ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ﴾) و دیگر کمک و یاری نشوید. انگار در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که انابت و تسلیم شدن چیست؟ و جزئیات و کارهای آنان چه می‌باشد؟.
(55) پس خداوند متعال پاسخ داد و فرمود: (﴿وَٱتَّبِعُوٓاۡ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم﴾) از بهترین چیزی که از سوی پروردگارتان برای شما فرو فرستاده شده است، پیروی کنید، از قبیل: اعمال باطنی که شما را به آن امر نموده است مانند محبّت خدا، و ترس از خدا، و امیدوار بودن به او، و خیرخواهی برای بندگان، و ترک نمودن آنچه با این موارد مخالف است. و اعمال ظاهری مانند نماز و زکات و حج و صدقه و انواع نیکوکاری‌ها و امثال آن چیزی است که خداوند به آن فرمان داده، و آن بهترین چیزی است که از سوی پروردگار برای ما فرو فرستاده شده است. پس کسی که در این کارها از دستورات پروردگارش اطاعت می‌کند، به سوی او بازگشته و تسلیم شده است. (﴿مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ بَغۡتَةٗ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ﴾) پیش از آنکه ناگهان عذاب به سراغ شما بیاید، و شما ناآگاه باشید. و همۀ اینها، تشویق به شتاب ورزیدن در انجام امور خیر و غنیمت شمردن فرصت است.
(56) سپس خداوند بندگان را برحذر داشت، و آنها را اندرز گفت و فرمود: (﴿أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ﴾) به غفلت خود ادامه ندهند، مبادا روزی برسد که در آن روز پشیمان ‌شوند و پشیمانی دیگر سودی ندارد. و تا اینکه کسی نگوید: وای بر من به خاطر کوتاهی‌ای که در حق خدا کردم، (﴿وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ﴾) و افسوس که در دنیا قیامت را به مسخره می‌گرفتم تا اینکه آن را به صورت آشکار مشاهده کردم.
(57) (﴿أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾«لو» در اینجا به معنی آرزو کردن است؛ یعنی کاش خداوند ‌مرا هدایت می‌کرد، و از پرهیزگاران می‌شدم؛ و از عقاب در امان می‌ماندم، و سزاوار پاداش می‌گشتم. و به معنی شرط نیست؛ چون اگر شرطیه باشد، به معنی این است آنها با قضا و قدر بر گمراهی خود احتجاج می‌کردند، و این دلیل باطلی است، و در روز قیامت هر دلیل باطلی پوچ و نابود می‌گردد.
(58) (﴿أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) یا وقتی عذاب را ببیند و به وارد شدن آن یقین نماید، بگوید:«ای کاش بازگشتی به دنیا برایم میسّر ‌بود تا از نیکوکاران باشم.» خداوند متعال می‌فرماید این چیز ممکن و سودمند نیست، بلکه اینها آرزوهای باطلی است که حقیقت ندارد. چون اگر بنده به دنیا باز گردانده شود، برای او روشنگری فراتر از روشنگر اول وجود نخواهد داشت.
(59) (﴿بَلَىٰ قَدۡ جَآءَتۡكَ ءَايَٰتِي فَكَذَّبۡتَ بِهَا وَٱسۡتَكۡبَرۡتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) آری! نشانه‌ها و آیات من -که بر حق دلالت می‌کنند و در آن تردیدی نیست- نزد تو آمدند؛ ولی آنها را دروغ انگاشتی، و از پیروی کردن از آن متکبّرانه سر باز زدی، و از کافران گشتی. پس طلب بازگشت به دنیا بیهوده است. ﴿وَلَوۡ رُدُّواۡ لَعَادُواۡ لِمَا نُهُواۡ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾ و چنانچه آنها به دنیا باز گردانده شوند، باز به سوی چیزهایی می‌روند که از آن نهی شده‌اند، و ایشان دروغگویانند.