Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Ghafir — Ayah 67

۞ قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٦٦ هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ مِنۡ عَلَقَةٖ ثُمَّ يُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡ ثُمَّ لِتَكُونُواْ شُيُوخٗاۚ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ مِن قَبۡلُۖ وَلِتَبۡلُغُوٓاْ أَجَلٗا مُّسَمّٗى وَلَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ ٦٧ هُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ فَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ٦٨

قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : مرا نهي کرده اند که چيزهايي را که سواي خدا مي پرستيد پرستش کنم ، در حالي که از جانب پروردگارم براي من دلايلي روشن آمده است و به من فرمان داده اند که در برابر پروردگار جهانيان تسليم باشم. هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ؛ اوست آن خدايي که شما را از خاک ، سپس از نطفه ، سپس از لخته خوني ، بيافريده است آنگاه شما را که کودکي بوديد از رحم مادر آورد تا به سن جواني برسيد و پير شويد بعضي از شما پيش از پيري بميريد و بعضي به آن زمان معين مي رسيد و شايد به عقل دريابيد. هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛ اوست که زنده مي کند و مي ميراند و چون اراده چيزي کند مي گويدش : موجود شو پس موجود مي شود.

(66) وقتی که فرمان داد عبادت خالصانه برای خدای یگانه انجام شود، و ادلّه آن را بیان کرد، به صورت صریح از پرستش غیر خداوند نهی نمود. پس فرمود: (﴿قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) ای پیامبر! بگو: من از اینکه معبودهایی را به جز خدا بپرستم که شما آنها را به فریاد می‌خوانید، از قبیل: بت‌ها و هرآنچه که به جای خداوند مورد پرستش قرار می‌گیرد نهی شده‌ام. و من در کار خودم شک ندارم، بلکه بر یقین و بصیرت هستم. بنابراین فرمود: (﴿لَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) زیرا دلایل آشکاری از جانب پروردگارم به سوی من آمده، و فرمان یافته‌ام که با قلب و زبان و اعضای بدنم فرمانبردار و تسلیم پروردگار باشم؛ به صورتی که قلب و زبان و اعضا و جوارح من، مطیع و فرمانبردار او باشد. و این به طور مطلق بزرگ‌ترین چیزی است که به آن دستور داده شده است، همان‌طور که نهی از عبادت غیر خدا، بزرگ‌ترین چیزی است که از آن نهی شده است.
(67) سپس با بیان اینکه خداوند خود خالق و تکامل‌بخش آفرینش شماست، بر توحید و یکتاپرستی تاکید نمود. پس همان‌طور که او به تنهایی شما را آفریده است، شما هم باید فقط او را بپرستید. بنابراین فرمود: (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ﴾) او خدایی است که شما را از خاک آفرید که پدرتان آدم ـ علیه السلام ـ را از خاک آفریده است. سپس شما را از نطفه آفرید و این ابتدای آفرینش سایر انسان‌ها است که از شکم مادرشان شروع می‌شود، و سپس با بیان ابتدای آفرینش به بقیۀ مراحل آفرینش از قبیل: خون بسته، تکّه گوشت، پدید آمدن استخوان‌ها و دمیده شدن روح اشاره کرد.(﴿ثُمَّ يُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا﴾) این گونه مراحل آفرینش الهی را می‌گذرانید تا اینکه شما را به صورت نوزادی از شکم مادرانتان بیرون می‌آورد. (﴿ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاۡ أَشُدَّكُمۡ﴾) سپس شما را زنده نگه می‌دارد تا به کمال قوّت خود می‌رسید؛ یعنی به قوّت عقل و توانایی جسم و همۀ نیروهای ظاهری و باطنی می‌رسید. (﴿ثُمَّ لِتَكُونُواۡ شُيُوخٗاۚ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ مِن قَبۡلُ﴾) سپس شما را زنده نگه می‌دارد تا پیر و فرتوت شوید، و برخی از شما قبل از اینکه به مرحله فرتوتی برسند می‌میرند. (﴿وَلِتَبۡلُغُوٓاۡ أَجَلٗا مُّسَمّٗى﴾) و تا با این مراحل مقدر شده، به مدّت معیّنی برسید که در آن عمرهایتان به پایان می‌رسد، (﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾) و امید است شما حالات خود را بفهمید و در آن بیندیشید، آنگاه خواهید دانست خدایی که شما را به این مراحل در می‌آورد، دارای قدرت کامل است؛ و او خدایی است که عبادت فقط برای او شایسته است، و شما از هر جهت ناقص می‌باشید.
(68) (﴿هُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾) فقط او به تنهایی زنده می‌کند و می‌میراند، پس هیچ کس با سبب یا بدون سبب جز با اجازۀ او نمی‌میرد. ﴿وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٖ وَلَا يُنقَصُ مِنۡ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِي كِتَٰبٍۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ﴾ و هیچ عمر داده شونده‌ای عمر داده نمی‌شود و از عمرش کاسته نمی‌گردد مگر اینکه اینها در کتابی ثبت و ضبط است، بی‌گمان این برای خداوند آسان است. (﴿فَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا﴾) هرگاه بخواهد کار بزرگ یا کوچکی انجام پذیرد، (﴿فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾) تنها به آن می‌گوید: باش، پس می‌شود. سخن او رد نمی‌گردد و کسی نمی‌تواند از آن جلوگیری کند، و نیازی به تکرار فرمان ندارد.