You are reading tafsir of 17 ayahs: 44:17
to 44:33.
وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ پيش از آنها قوم فرعون را آزموديم و پيامبري بزرگوار نزدشان آمد ، أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ که بندگان خدا را به من تسليم کنيد که من پيامبري امينم ، وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ و نيز بر خدا برتري مجوييد ، که من با حجتي روشن نزد شما آمده ام ، وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ، و اگر بخواهيد بر من سنگ بزنيد ، من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مي برم ، وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ و اگر به من ايمان نمي آوريد ، از من کنار گيريد فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ پس به درگاه پروردگارش دعا کرد که : اينان مردمي مجرمند فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ بندگان مرا شب هنگام روانه کن تا از پي شما بيايند وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ دريا را آرام پشت سرگذار ، که آن سپاه غرق شدگانند كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ بعد از خود چه باغها و چشمه سارها بر جاي گذاشتند ، وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ و کشتزارها و خانه هاي نيکو ، وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ و نعمتي که در آن غرق شادماني بودند كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ بدين سان بودند و ما آن نعمتها، را به مردمي ديگر واگذاشتيم فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين و نه به آنها مهلت داده شد وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ و ما بني اسرائيل را از آن عذاب خوار کننده رهانيديم : مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِينَ از فرعون برتري جوي گزافکار ، وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ و از روي علم بر اهل جهانشان برگزيديم وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاء مُّبِينٌ و آياتي به آنها عطا کرديم که در آن امتحاني آشکار بود
(17) پس از آنکه خداوند از تکذیب کسانی سخن گفت که محمّد صلی الله علیه وسلم را تکذیب کردند، یادآور شد که اینها سلف و پیشینیانی از تکذیبکنندگان داشتهاند. پس داستان آنها را با موسی شروع کرد، و عذابهایی را که بر تکذیبکنندگان فرود آورد یادآور شد تا تکذیب کنندگان قریش از آنچه که بر آن بودند باز آیند. پس فرمود: (﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا قَبۡلَهُمۡ قَوۡمَ فِرۡعَوۡنَ﴾) و پیش از اینان قوم فرعون را با فرستادن پیامبر خود موسی بن عمران به سوی آنها -که پیامبری بزرگوار بود و دارای چنان بزرگواری و اخلاقی بود که دیگران نداشتند- آزمودیم.
(18) (﴿أَنۡ أَدُّوٓاۡ إِلَيَّ عِبَادَ ٱللَّهِ﴾) موسی به فرعون و درباریانش گفت: بندگان خدا [=بنیاسرائیل] را با من بفرستید و از عذاب و شکنجههایتان آنها را در امان دارید؛ چراکه آنان عشیره و قوم من هستند و [در زمان خودشان] برترین مردم جهاناند. شما بر آنها ستم کرده و به ناحق آنان را به بردگی گرفتهاید، پس آنها را بفرستید و رها کنید تا پروردگارشان را پرستش نمایند. (﴿إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ﴾) من برایتان پیامبری امین هستم؛ و در آنچه مرا با آن به سوی شما فرستاده است درستکار و امانتدارم؛ و هیچ چیزی از آنچه مرا با آن فرستاده است از شما پنهان نمیکنم؛ و چیزی بر آن اضافه نمینمایم و از آن چیزی نمیکاهم. و این امر ایجاب میکرد تا آنها از او اطاعت نمایند.
(19) (﴿وَأَن لَّا تَعۡلُواۡ عَلَى ٱللَّهِ﴾) و اینکه خود را برتر ندانید از اینکه خدا را پرستش کنید، و با تکبّر بر بندگان خدا خود را برتر از آنها بدانید. (﴿إِنِّيٓ ءَاتِيكُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾) بدون شک، من برای شما حجّت و دلیلی آشکار میآورم و آن معجزات آشکار و دلایل قاطعی بود که او ارائه داد. اما آنها او را تکذیب کردند و آهنگ کشتن او را نمودند. پس او از شرّ آنها به خدا پناه برد و گفت: (﴿وَإِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمۡ أَن تَرۡجُمُونِ﴾) به درستی که من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از اینکه مرا به بدترین صورت که سنگسار کردن است بکشید.
(20) یعنی: از اینکه مرا به بدترین صورت که سنگسار کردن است بکشید.
(21) (﴿وَإِن لَّمۡ تُؤۡمِنُواۡ لِي فَٱعۡتَزِلُونِ﴾) پس سه حالت است: یا به من ایمان بیاورید که آنچه از شما میخواهم همین است. و اگر ایمان نمیآورید از من کنارهگیری کنید؛ نه از من حمایت کنید و نه علیه من باشید، بلکه شر و آزارتان را از من دور نگاه دارید. پس مرحلۀ اول و دوم را آنها انجام ندادند، بلکه همواره در برابر خداوند تمرّد و سرکشی کردند و با پیامبرش موسی علیه السلام به مبارزه پرداختند و نگذاشتند قومش بنیاسرائیل را با خود ببرد.
(22) (﴿فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ مُّجۡرِمُونَ﴾) پس موسی پروردگار خود را به فریاد خواند که: بدون شک اینان گروهی گناهکارند؛ یعنی اینها مرتکب جرم و گناهی شدهاند که اقتضا میکند تا هرچه زودتر به عذاب گرفتار شوند. موسی از حالت آنان خبر داد، و این خبر دادن دعائی ـ با زبان حال ـ علیه آنان است که رساتر از تصریح است. همان طور که دربارۀ خودش گفت:﴿رَبِّ إِنِّي لِمَآ أَنزَلۡتَ إِلَيَّ مِنۡ خَيۡرٖ فَقِيرٞ﴾ پروردگارا! من به خیری که به سوی من نازل کرده ای نیازمندم.
(23) خداوند موسی را فرمان داد تا بندگان او را در شب با خود ببرد، و به وی خبر داد که فرعون و قومش آنها را تعقیب خواهند کرد.
(24) (﴿وَٱتۡرُكِ ٱلۡبَحۡرَ رَهۡوًا﴾) وقتی که موسی آن گونه که خدا به او فرمان داده بود به هنگام شب بنیاسرائیل را با خود برد، و سپس فرعون آنها را تعقیب کرد، خداوند به موسی فرمان داد تا با عصایش دریا را بزند؛ او عصا را به دریا زد، و آنگاه دوازده راه باز شد و آب در میان و کنارۀ این راهها چون کوههایی بزرگ ایستاد، و موسی و قومش از این راهها حرکت کرده و عبور کردند. وقتی از دریا بیرون آمدند، خداوند به موسی فرمان داد تا دریا را همچنان گشاده و به همان حالتش رها کند تا فرعون و لشکریانش وارد آن شوند. (﴿إِنَّهُمۡ جُندٞ مُّغۡرَقُونَ﴾) ایشان گروهی هستند که قطعاً غرق میگردند. وقتی قوم موسی بهطور کامل از دریا بیرون آمدند و قوم فرعون وارد آن شدند، خداوند به دریا دستور داد تا بر آنها جاری شود، و آنگاه همۀ آنان غرق شدند.
(25 -28) و [همۀ] نعمتها و زندگی دنیا را که از آن بهرهمند بودند از خود بر جای گذاشتند، و خداوند آن را به بنیاسرائیل داد؛ همان بنیاسرائیلی که فرعونیان بندگان خود قرار داده بودند. بنابراین فرمود: (﴿كَمۡ تَرَكُواۡ مِن جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ وَزُرُوعٖ وَمَقَامٖ كَرِيمٖ وَنَعۡمَةٖ كَانُواۡ فِيهَا فَٰكِهِينَ﴾) چه باغها و چشمهسارهای زیادی از خود بهجای گذاشتند، و کشتزارها و اقامتگاههای گرانقدر، و نعمتهایی که از آن بهرهمند بودند! ((كَذَٰلِكَۖ وَأَوۡرَثۡنَٰهَا قَوۡمًا ءَاخَرِينَ﴾) ماجرای آنان اینگونه شد و ما همۀ این نعمتها را به قوم دیگری دادیم. و در آیهای دیگر آمده است:﴿كَذَٰلِكَۖ وَأَوۡرَثۡنَٰهَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾ و این گونه شد ماجرای آنها، و ما آن نعمتها را به بنیاسرائیل دادیم.
(29) (﴿فَمَا بَكَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾) وقتی خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت، آسمان و زمین بر آنها گریه نکردند؛ یعنی اهالی آسمان و زمین برای نابودیشان اندوهگین نشدند و از فراق آنها متاسّف نگشتند، بلکه همه از نابودی آنان شادمان شدند، حتی آسمان و زمین از هلاکت آنها خوشحال شدند، چون آنها هیچ کاری از خود بهجای نگذاشته بودند جز آنچه که مایۀ روسیاهیشان بود، و سبب میشد تا جهانیان آنها را نفرین کنند و از آنها متنفّر باشند. (﴿وَمَا كَانُواۡ مُنظَرِينَ﴾) و به آنها مهلتی داده نشد که کیفر بر آنها نیاید، بلکه فوراً عذاب، آنان را فرا گرفت.
(30 - 31) سپس خداوند منّت خویش را بر بنیاسرائیل بیان کرد و فرمود: (﴿وَلَقَدۡ نَجَّيۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مِنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ﴾) و ما بنیاسرائیل را از عذاب خوار کنندهای که در آن قرار داشتند نجات داده و رهایی بخشیدیم. (﴿مِن فِرۡعَوۡنَ﴾) از فرعون که پسران آنها را سر میبرید و زنانشان را برای خدمت زنده نگاه میداشت. (﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَالِيٗا مِّنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ﴾) او بهناحق در زمین بر دیگران بزرگی میفروخت و استکبار میورزید، و از کسانی بود که از حدود الهی تجاوز کرده بود، و بر ارتکاب آنچه خدا حرام نموده بود گستاخ شده بودند.
(32) (﴿وَلَقَدِ ٱخۡتَرۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ عِلۡمٍ﴾) و ما بنیاسرائیل را -از آنجا که از آنها آگاهی داشتیم و میدانستیم که شایسته هستند- برگزیدیم و بر جهانیان و مردم زمان خودشان برتری دادیم. (﴿عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) بر کسانی که در زمان خودشان و پیش از آنها و بعد از آنها بودند، برتری دادیم، تا اینکه خداوند امّت محمّد صلی الله علیه وسلم را آورد، پس آنها بر همۀ جهانیان برتری داده شدند و خداوند آنها را بهترین امّتی گرداند که برای سود رساندن به مردم بیرون آورده شدهاند، و منّتها و احسانهایی به آنها نمود که دیگران را از آن بهرهمند نساخته بود.
(33) (﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم مِّنَ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾) و به بنیاسرائیل نشانهها و معجزات آشکاری دادیم، (﴿مَا فِيهِ بَلَٰٓؤٞاۡ مُّبِينٌ﴾) که در آن آزمونی آشکار بود؛ یعنی احسان فراوانی در آن از جانب ما بر آنها بود، و حجّتی بود بر صحّت آنچه پیامبرشان موسی علیه السلام برایشان آورده بود.