Tafsir As-Saadi - Persian

Multiple Ayahs

Tags

Download Links

Tafsir As-Saadi - Persian tafsir for Surah Al-Ahqaf — Ayah 24

۞ وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ ٢١ قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ٢٢ قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ ٢٣ فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ قَالُواْ هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَاۚ بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦۖ رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ ٢٤ تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۭ بِأَمۡرِ رَبِّهَا فَأَصۡبَحُواْ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ ٢٥ وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفۡـِٔدَةٗ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفۡـِٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ إِذۡ كَانُواْ يَجۡحَدُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ ٢٦

وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ برادر قوم عاد را به ياد بياور که چون قوم خود را در احقاف بيم داد و، پيش از او پيامبراني بودند و رفتند و پس از او پيامبراني آمدند که جز خداي يکتا را نپرستيد که من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفتند : آيا آمده اي تا ما را از خدايانمان رويگردان سازي ? اگر راست مي گويي ، هر چه به ما وعده داده اي بياور قَالَ إِنََّا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ گفت : اين را خدا مي داند و من آنچه را بدان مبعوث شده ام به شما مي رسانم ولي مي بينم که مردمي نادان هستيد فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ چون ابري ديدند که از جانب رودخانه هاشان مي آيد ، گفتند : اين ابري ، باران زاست نه ، اين همان چيزي است که آن را به شتاب مي طلبيديد باداست و در آن باد عذابي دردآور ، تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ به فرمان پروردگارش همه چيز را هلاک مي کند چنان شدند که اکنون جز خانه هاشان را نبيني و ما مجرمان را اين سان پاداش مي دهيم وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون به آنها چنان مکانتي داده بوديم که به شما نداده ايم برايشان گوش و، چشم و دل قرار داديم ولي گوش و چشم و دلشان به حالشان هيچ سود نکرد ، زيرا آيات خدا را انکار مي کردند تا آنچه به مسخره اش مي گرفتند آنها رافرو گرفت.

(21) (﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾) و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود ـ علیه السلام ـ بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت داده است. (﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾) بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستان‌هایی بود در سرزمین یمن. (﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ﴾) و همانا پیش از او و بعد از او هم بیم‌دهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: (﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاۡ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾) جز خدا را نپرستید؛ بی‌گمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیده‌ای را شامل می‌شود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد؛ و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارۀ آنها کارساز و مفید واقع نشد.
(22) (﴿قَالُوٓاۡ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾) آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاورده‌ای جز اینکه بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیده‌ای، پس می‌خواهی ما را از آنها برگردانی. (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) پس اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده می‌دهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینه‌توزی و عناد است.
(23) (﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾) هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست، و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما می‌آورد. (﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ﴾) و من آنچه را که با آن فرستاده شده‌ام به شما ابلاغ می‌کنم؛ یعنی وظیفه‌ای جز رساندن آشکار ندارم. (﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾) ولی شما را قومی می‌بینم که نادانی می‌کنید، بنابراین چنین جسارت و جرأتی نموده‌اید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد؛ و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
(24 - 25) بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾) وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده می‌شد، و رو به درّه‌هایشان می‌کرد و در آن جاری می‌شد، و مزرعه‌هایشان را با آن آبیاری می‌کردند و از چاه‌ها و حوض‌هایی که آب در آن جمع می‌شد می‌نوشیدند، (﴿قَالُواۡ﴾) با شادمانی گفتند: (﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾) این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: (﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦ﴾) نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب می‌خواستید؛ یعنی این همان چیزی است که برخود جنایت کردید و گفتید: (﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾) اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده می‌دهی بر سر ما بیاور. (﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ)) تند بادي است كه عذابي دردناك در خود دارد ((تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾) و بر هر آنچه که عبور ‌نماید، از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود می‌کند و درهم می‌شکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾ خداوند این باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلّط کرد، آنگاه قوم عاد را می‌دیدی که بیهوش و بی‌جان بر زمین افتاده بودند، انگار تنه‌های افتاده و واژگون شدۀ درخت خرما هستند. (﴿فَأَصۡبَحُواۡ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾) و به گونه‌ای در آمدند که چیزی جز خانه‌هایشان دیده نمی‌شد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. (﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾) بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاری‌شان سزا و کیفر می‌دهیم.
(26) این در حالی بود که خداوند نعمت‌های بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾) و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم، به گونه‌ای که از پاکی‌ها و خوشی‌های زمین استفاده می‌بردند، و از شهوت‌ها و دلخوشی‌های آن بهره‌مند می‌شدند، و به آنان عمری داده بودیم که هر کس بخواهد در آن مدّت یادآور ‌شود، یادآور می‌شود و پند می‌پذیرد؛ یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همان طور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی داده‌ایم. پس چنین گمان مبرید که آنچه به شما داده‌ایم مختصّ شماست، و چیزی از عذاب خدا را از شما دور می‌نماید؛ بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشتند، امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان دربرابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد، و چیزی از عذاب را از آنان دور نساخت. (﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفۡ‍ِٔدَةٗ﴾) و برای آنان گوش و چشمان و دل‌هایی قرار دادیم؛ یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمی‌دانستند و نمی‌توانستند به حق آگاهی یابند، حق را ترک کردند؛ و نیز خللی در عقل‌هایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. (﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفۡ‍ِٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾) پس گوش و چشمان و دل‌هایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. (﴿إِذۡ كَانُواۡ يَجۡحَدُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾) زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او -و اینکه باید به تنهایی عبادت شود- دلالت می‌نمایند انکار کردند. (﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب می‌ترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار ‌دادند. پس همان عذاب -که وقوع آن را تکذیب می‌کردند- آنها را فرا گرفت.