You are reading tafsir of 18 ayahs: 53:1
to 53:18.
وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى قسم به آن ستاره چون پنهان شد ، مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى که ، يار شما نه گمراه شده و نه به راه کج رفته است. وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى و سخن از روي هوي نمي گويد. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى نيست اين سخن جز آنچه بدو وحي مي شود. عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى او را آن فرشته بس نيرومند تعليم داده است : ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى صاحب نيرويي که استيلا يافت. وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى و او به کناره بلند آسمان بود. ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى سپس نزديک شد و بسيار نزديک شد ، فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى تا به قدر دو کمان ، يا نزديک تر فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى و خدا به بنده خود هر چه بايد وحي کند وحي کرد مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى دل آنچه را که ديد دروغ نشمرد أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى آيا در آنچه مي بينيد با او جدال مي ، کنيد ? وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى او را ديگر بار هم بديد ، عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى نزد سدره المنتهي ، عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى که آرامگاه بهشت نزد آن درخت است. إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى وقتي که سدره را چيزي در خود مي پوشيد ، مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى چشم خطا نکرد و از حد در نگذشت لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى هر آينه پاره اي از آيات بزرگ پروردگارش را بديد.
مکي و 62 آيه دارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
(1) خداوند متعال به ستاره سوگند خورده است، بدانگاه که در آخر شب در افق پنهان میشود و غروب میکند و شب پایان مییابد و روز میآید. چون در این نشانههای بزرگی است که ایجاب میکند خداوند به آن قسم بخورد. و صحیح آن است که «نجم» اسم جنس است، و شامل همۀ ستارگان میباشد. خداوند به ستارگان قسم میخورد که شک و تردیدی در صحت وحی الهی نیست؛ چون در این، مناسبت عجیبی است و آن اینکه خداوند ستارگان را زینتبخش آسمان قرار داده است، همچنانکه وحی و پیامدهای آن زینتبخش زمین هستند و اگر نبود دانشی که از پیامبران برجای مانده است، مردم به چنان تاریکی در میافتادند که بسی شدیدتر از تاریکی شب ظلمانی است.
(2) و سوگند یاد نمود که پیامبر از اینکه در دانش و هدف خود گمراه باشد منزّه است. و این مستلزم آن است که پیامبر در علم خود راه یافته، و هادی و دارای هدفی نیکو و خیرخواه خلق باشد. برعکس آنچه اهل گمراهی بر آن هستند که دانش آنها فاسد و قصد و هدفشان باطل است. و فرمود: (﴿صَاحِبُكُمۡ﴾) یار شما. تا آنها را یادآور شود که آنها راستگویی و راهیابی پیامبر را میدانند و کار و بارش بر آنها پوشیده نیست.
(3 - 4) (﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ﴾) و سخنان او از روی هوی و هوس و امیال نفسانیاش نمیباشد. (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ﴾) پیامبر جز آنچه از هدایت و پرهیزگاری که بر او وحی میشود پیروی نمیکند، و این دلالت مینماید که سنّت و حدیث از جانب خدا بر پیامبرش وحی میشود. همان طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾ و خداوند کتاب و حکمت [=سنت] را بر تو نازل فرموده است. و بر این دلالت مینماید که پیامبر در آنچه از خداوند خبر میدهد و در تبیین شریعت الهی معصوم است؛ چون کلام او از روی هوی و هوس صادر نمیگردد، بلکه از وحی بر میآید که بر او وحی میشود.
(5) سپس از معلّم پیامبر سخن به میان آورد. معلّمش جبرئیل علیه السلام نیرومندترین و کاملترین و فاضلترین فرشتگان است. پس فرمود: (﴿عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ﴾) جبرئیل -علیه السلام- که در ظاهر و باطن بسیار نیرومند است، وحی را بر پیامبر فرود آورده است. او بر اجرای آنچه خداوند دستور داده است قوی میباشد. و بر رساندن وحی به پیامبر و جلوگیری شیاطین از ربودن آن تواناست. نیز بر این تواناست که نگذارد شیطان چیزی را به وحی داخل کند که از آن نیست. و این شیوهای است برای حفظ و حراست وحی از جانب خداوند بزرگ؛ و آن اینکه وحی را توسط این فرستادۀ قوی و امین فرستاده است.
(6) (﴿ذُو مِرَّةٖ﴾) دارای توانمندی و اخلاق نیکو، و زیبایی ظاهری و باطنی است. (﴿فَٱسۡتَوَىٰ﴾) پس جبرئیل علیه السلام راست و درست ایستاد.
(7) (﴿وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) درحالی که او در جهت بلند و افق آسمان که از زمین بلندتر و برتر است، قرار داشت. پس روحی از ارواح علوی است که شیاطین نمیتوانند به آن برسند.
(8) (﴿ثُمَّ دَنَا﴾) سپس جبرئیل برای رساندن وحی به پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک شد. (﴿فَتَدَلَّىٰ﴾) و از افق اعلی و آسمان بلند بر او فرود آمد.
(9) (﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ﴾) و به اندازۀ دو کمان یا کمتر از آن به او نزدیک شد. و این بر کمال نزدیک شدن او به پیامبر دلالت مینماید، و نشانگر آن است که میان او و جبرئیل واسطهای نبوده است.
(10) (﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ﴾) پس خداوند به وسیلۀ جبرئیل ـ علیه السلام ـ آنچه را از شریعت بزرگ و خبر درست و راست را که باید به بندۀ خدا میرساند، وحی نمود.
(11 - 12) (﴿مَا كَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ﴾) دل پیامبر و دیدهاش وحیی را که خداوند به او وحی نمود انکار نکرد، و چشم و گوش و قلبش با آن متفق بود. و این دلیلی است بر کمال وحیی که خداوند بر او وحی نموده است. و پیامبر آن را طوری از جبرئیل فرا گرفته که هیچ شک و تردیدی در آن نیست. دلش آنچه را که چشمانش دیده بود تکذیب نکرد و در آن شکّی نکرد. و احتمال دارد منظور نشانههای بزرگی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم در شب معراج دید، و او با قلب و چشم به آن یقین نمود، و همین در تاویل آیۀ کریمۀ مذکور درست است. و گفته شده که منظور از آن دیدن پروردگار از سوی پیامبر در شب معراج و سخن گفتن با اوست. و این را بسیاری از علما برگزیدهاند و ثابت کردهاند که پیامبر پروردگارش را در دنیا دیده است. امّا قول اوّل درست است و منظور جبرئیل علیه السلام است. همانطور که سیاق آیه بر آن دلالت مینماید؛ یعنی محمّد، جبرئیل را به صورت اصلی دوبار دیده است؛ یک بار در افق اعلی زیر آسمان دنیا، همانطور که گذشت. و بار دوّم بالای آسمان هفتم در شب معراج؛ شبی که پیامبر جبه آسمانهای بالا برده شد.
(13 - 14) بنابراین فرمود: (﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ﴾) و همانا محمّد، جبرئیل را باری دیگر درحالی که به سوی او فرود میآمد دید. (﴿عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ﴾) نزد «سدرۀ المنتهی”؛و آن درخت بسیار بزرگی است بر بالای آسمان هفتم، و این درخت «سدرۀ المنتهی» نامیده میشود، چون هرچه از زمین به سوی بالا میرود به آن منتهی میگردد، و آنچه از وحی و غیره که از سوی خداوند نازل میگردد از آن فرود میآید. و یا به خاطر این «سدرۀ المنتهی» نامیده میشود که علم مخلوقات بدان منتهی میشود؛ یعنی چون آن بالای آسمانها و زمین قرار دارد، پس آن در اوج بلندی است، و یا به خاطر مسایلی دیگر. والله اعلم. پس محمّد صلی الله علیه وسلم جبرئیل را در آنجا دید؛ جایی که محل ارواح علوی و پاک شدۀ زیباست که هیچ شیطانی و هیچ روح پلیدی نمیتواند به آن نزدیک شود.
(15) (﴿عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ﴾) جنّت نزد آن درخت است که همۀ انواع نعمتها در آن فراهم است، طوری که همۀ آرزوها در آن تحقّق مییابد، و دلها به آن علاقهمند میشوند، و این دلیلی است بر آنکه بهشت در بالاترین جا و بالای آسمان هفتم است.
(16) (﴿إِذۡ يَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا يَغۡشَىٰ﴾) آنگاه که امری بزرگ از سوی خدا آن را میپوشاند که وصف و حالت آن را جز خداوند عزوجل نمیداند.
(17) (﴿مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ﴾) چشم پیامبر به راست و چپ از مقصود و هدف منحرف نشد و به خطا نرفت. و این کمال ادب پیامبر صلی الله علیه وسلم است که در جایی قرار گرفت که خداوند وی را در آنجا قرار داد و در انجام آن کوتاهی نورزید و از آن تجاوز نکرد. و این کاملترین نوع ادب است که در آن از گذشتگان و آیندگان پیشی گرفته است و کوتاهی ورزیدن به روشهای زیر صورت میگیرد: اینکه بنده به آنچه خداوند او را بدان دستور داده به آن عمل نکند و آن را انجام ندهد یا آن را به صورتی انجام دهد که در آن کوتاهی بورزد، یا در انجام آن افراط نماید، و یا به صورتی انجام دهد که به چپ و راست منحرف شود. و همۀ این چیزها از او صلی الله علیه وسلم منتفی و دور است.
(18)((لَقَدۡ رَأَىٰ مِنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ﴾) او در شب إسرا بخشی از نشانههای بزرگ پروردگارش از قبیل: بهشت و جهنّم و دیگر نشانهها را مشاهده کرد.